السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
668
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
2 - طرفداران عدم جواز يك تصرف ديگرى نيز در اين مورد به عمل آوردهاند و كلمهء « الى اجل » را از آخر روايت برداشتهاند زيرا اين كلمه صريح است در اين كه منظور از نكاح در اين روايت همان متعه و ازدواج موقت است ، چنان كه شارحان حديث آن را به همين معنى تفسير كردهاند و گفتهاند كه منظور از نكاحى كه پيغمبر اسلام ( ص ) در روز جنگ به آن اجازه و رخصت داده است ، ازدواج موقت مىباشد نه ازدواج دائم ، مخصوصا اين كه جملهء « ليس معنا نساء » زنان با ما نبودند اين معنى را تأييد و تثبيت مىكند زيرا منظور از « زنان » در اين جمله همسران دائمى سربازان جنگى بود كه در جنگ ، آنان را به همراه نداشتهاند نه منظور هر زنى باشد چون اگر هيچ زنى در آنجا نبود ، مفهومى براى ازدواج باقى نمىماند تا پيامبر ( ص ) به آنان رخصت دهد ، به خصوص اين كه اين جمله در بعضى از روايتها بدين گونه آمده است كه « ليس لنا نساء » زنان اختصاصى ما ( همسران رسمى ) با ما نبودند . با اين بررسى كوتاه معلوم مىشود كه سربازان جنگى در آن جنگ همسرانشان را به همراه نداشتند و براى پيشگيرى از گناه و ارتكاب به حرام ، پيامبر خدا ( ص ) به آنان اجازه فرمود كه از متعه و نكاح موقت استفاده كنند تا به زنانشان برسند . ( 1 ) - دلالت اين روايت بر جواز متعه و نكاح موقت به طورى قطعى و روشن است كه حتى گروهى از مخالفين متعه هم نتوانستند آن را انكار كنند و در رد جواز متعه راه ديگرى پيش گرفته و گفتهاند كه اين روايت گرچه بر جواز « متعه » دلالت دارد ولى به وسيلهء روايات ديگرى كه بعدا در تحريم « متعه » صادر شده ، نسخ شده است . ولى اين گفتار هم به دلايلى كه در مسئله عدم نسخ آيه متعه گفتيم ، سودى براى آنان نمىبخشد و نظريه آنها را ثابت نمىكند و روايات مورد بحث را در دلالتش بر جواز متعه ، متزلزل نمىسازد . اين است كه طرفداران حرمت متعه همانطوركه گفتيم ، در اين روايت دست به تحريف زدهاند و تغييراتى در آن به وجود آوردهاند ! خدا ريشه تحريف را بر كند و نقشه طرفداران تحريف را نقش بر آب سازد . ولى گروهى از مفسرين و دانشمندان فقه و علماى حديث اين روايت را به طور صحيح از بخارى آوردهاند . اينك اسامى آنان و كتبى كه اين حديث در آنها به طور صحيح و تحريف نشده آمده است : 1 - بيهقى در سنن خود ، 8 / 200 ، چاپ حيدرآباد 2 - سيوطى در تفسير خود ، 3 / 207 ، چاپ ميمنيه مصر 3 - زيلعى در نصب الراية ، 3 / 180 ، چاپ دار التأليف